گاهی خوب است بدون دانستن مقصد راهی شویم
Good morning/night
دلم برای این جمله تنگ شده است. خیلی وقته که نگفتم دلمو زدم به دریا. حتی برای خرید یه شال، یا یه کت. یا حتی یه رنگ کفش که تا حالا نپوشیدم. یا یه گیره بنفش روی موهام.
خب چون با صد تا چیز دیگه باید تصورش کنیم. این مغز تحلیلگر، سد راهمان شده است.
حتی برای مهربانی با خود. میبینید چقدر ترسو شدهایم. چه اندازه معتاد اطمینانیم.
حتی برای تماس گرفتن با تو.
ببین توام خیلی وقته دِلت رو به دریا نزدی.
اما امروز دلم رو به دریا زدم. اون هم دو بار.
یک بار قبل از ظهر، یک بار بعد از غروب.
هیچ چیزی هم در جهان جابهجا نشده است. هیچ. فقط سبکترم. چون دلم را به دریا زدهام.



آخرین نظرات: