جولیا کامرون:
قابلیت حاضر شدن، ما را به رشد میرساند.
دلیل پردازی برای یک کار خوب که انجام میدهیم.
به یک مرحله پیش از این پرسش فکر کردم. چرا آن کار را انجام میدهم؟ و چرا آن را کار خوبی میدانم؟ شاید نباید ادامه دهم.
این هم دور از ذهن نیست که تا به حال سرمان را پایین انداختهایم و نمیدانیم به چه دلایلی آن اقدام خاص را انجام میدهیم. احساس و شهود ما هنگام انجام آن کار نشانه و چراغیست که تا حدودی راهنمای ما در این جریان است.
بعید است رفتار یا عملی مدتی طولانی تکرار شود، همچنان احساس خوبی تجربه کنیم و از علتش ناآگاه باشیم. اما این دلیل نمیشود که نصفه نیمه متن را رها کنید و بروید دنبال کارتان. نه.
گاهی نیاز داریم دستی به سر و روی دلایلمان بکشیم تا براق شوند. کمِکماش قدری خاطرهبازی میشود و تجدید میثاق. نفس تازه میکنیم.
امروز هنگام آزادنویسی و همزمان در اندیشهی نوشتن در این مورد گفتم چرا از همین عادت نوشتن ننویسم.
خب یک دلیل اینکه مینویسم شاید همین صحبتهای جولیا کامرون باشد.
«من معتقدم هر تمرین منظمی تمرین خوب است. معتقدم که اگر شما دوچرخهسورای کنید، آن به شما درسی خواهد داد. اگر پیادهروی کنید، نان بپزید یا شعر بگویید، این کارها به شما تعلیم خواهد داد. آنچه به شما یاد خواهد داد همان “آن” کاری است که میکنید زیرا “آن” دارد کاری برای شما میکند: لطفی به شما میکند، خدمتی به شما میکند، تغییر خوبی، رحمتی، کاری برای شما میآورد.
نوشتن نیز تمرین است. تمرینی دستی و تمرینی که راحت از هر نظر، با دست انجام میشود؛ راحت انجام میشود و بدون تشریفات و آب و تاب زیاد انجام میشود. نیازی به رژیم خاص، اتاق خاص، کفش خاص یا حتی زمان خاصی نیست. تنها چیزی که لازم است این است که ما سر قرار ملاقات با صفحه حاضر بشویم.
قابلیت حاضر شدن، ما را به رشد میرساند.»
چرا مینویسم؟
یکی از چالشهای نویسا پیدا کردن موضوع و نوشتن هر روزه است. نوشتن درگیر با با متن زندگی است و من یا تقریبن ما مینویسیم که بهتر بزییم. بنابراین سوژه نوشتن همه آن چیزیست که در وسط زندگی، نه ببخشید از من از آنچه در درونمان برمیتابد و در جریان است، آنچه بیرون از ماست و انچه بین ما و بیرون گسترش یافته است. همه آنچه میبینیم یا حتی ادارک میکنیم.
گاهی ماگ قهوه سوژه نوشتن است و گاه رویای شب گذشتهمان. شاید پیامی که بیپاسخ مانده و ناکامیهای گذشته و یا امید و رویاهای آینده. گاه موضوعات چالشهاییست که از رویمان نمیاید به کسی در موردش بگوییم. بطور مثال مدیریت زمان چالشیست که افراد زیادی، آن هم سالهاست درگیرش هستند. چگونه تغییر را آسان کنیم. چگونه سحر خیز شویم و هزاران مسئله و سوال دیگر. یا چرا به چیزی حسادت میکنیم. بحث کاویدن و کاوش است. هنگامی که مینویسیم در فرایند یادگیری قرار میگیریم. از قضا متوجه ندانستههایمان میشویم.
بنابراین چیزی که هست موضوع و مسئله. این جمله جهت یاداوری به شخص خودم بود. منتها بایستی چشم نویسا تیزبین و لنز شفافتری داشته باشد. با این همه پیچش و تابش هنوز در جریان کار نویسا است و مانند ماهیگیری ساعتها متمرکز بر صید ماهی برای انتخابی موضوعش به خود بپیچد و بتابد و از جایش تکان نخورد.
مینویسم تا
- مینویسم تا به دلایل انجام کارهایم پی ببرم.
- مینویسم چون با نوشتن جریان تداعیها مرا به ناکجا نمیبرد.
- مینویسم تا پوست زیباتری داشته باشم.
- مینویسم تا بر هیجاناتم بیش از پیش آگاه باشم.
- مینویسم تا هر روز ارزش روز را به خودم یادآوری کنم.
- مینویسم تا بهتر متوجه داشتههایم شوم و شکرگزارشان باشم.
- روزم را با صفحات صبحگاهی میآغازم و شب را با شکرگزاری آنچه از ن طاییده شده.
- مینویسم تا نقادانه فکر کنم.
- مینویسم تا صبر را بیاموزم.
- مینویسم تا از داشتههایم لذت ببرم.
- مینویسم تا لبخند بزنم.
- مینویسم تا شیوا و گیرا سخن بگویم.
- مینویسم تا رضایت درونی داشته باشم. نه اینکه با تظاهر و رودربایستی بگویم اوضاع خوب است.
- مینویسم تا قدرت بیان حال بد را داشته باشم و علی رغم حال بد هر پیشنهادی را نپذیرم.
- مینویسم تا استراتژیهایم را مرور کنم.
- مینویسم تا دچار روزمرگی نشوم.
- مینویسم تا تغییر را پایه ثابت زندگی کنم.
- مینویسم تا شجاعت بیشتری داشته باشم.
- مینویسم تا مشاهدهگر بهتری باشم.
- مینویسم تا شنونده بهتری شوم.
- مینویسم تا انسان بودنم را بهتر بزییم.
- مینویسم تا بیشتر بخوانم و مطالعه کنم.
- مینویسم تا وقت انجام کارهایبیهودهار از خود بگیمر
- مینویسم تا بیشتر به خودم بپردازم نه دیگران.
- مینویسم تا اهدافم را لابهلای روزمرگی گم و گور نکنم.
- مینویسم تا از زاوایای مختلف یک موضوع را بکاوم و تحمل شنیدن نظرات مخالف را داشته باشم.
- مینویسم تا پیادهروی بروم. البته پیادهروی میروم تا بنویسم.
- مینویسم تا گاهی خاک باغچه درونم را بهم بزنم و دلایلم را هراس ببینم.
- مینویسم تا آنجا که در توانم است زندگی را به سرزندگی بدل کنم.
- مینویسم تا متعهد شوم. به ویژه برخی رفتارها و اقدامها.
- مینویسم تا در مسیر یادگیری بمانم.
- مینویسم تا قدر زمان و لحظهها را بیشتر و بهتر بفهمم.
- مینویسم تا دلایل کارهایم را مرور و بازنویسی کنم.



آخرین نظرات: