
صدایی که از ته دلش شنید|۱۴۰۳/۶/۱۰
چگونه با یک آدم بازنده برخورد کنم؟ حال سر زدن به خودم را ندارم. اینقدر دلم از خودم پر است که چشم دیدن خودم را

چگونه با یک آدم بازنده برخورد کنم؟ حال سر زدن به خودم را ندارم. اینقدر دلم از خودم پر است که چشم دیدن خودم را

جانفشانی Good morning/night پای خودت ماندن وقتی که هیچ منظرهای جلوی چشمت نیست. تهی هستی. ریختهای. منظره تصویر و تصوری نداری، هنر است. هنر و

احساس خسارت میکنم، هر زمان از … … دور میمانم Good morning/night بابت دوری از چه اقدام، فعالیت و رفتاری احساس خسارت میکنید: من احساس

«شما روزانه تنها ۲۴ ساعت وقت و انرژی محدودی دارید و چندین دستهبندی که باید محدوده هر کدام را مشخص کنید. نمیتوانید همه تلاشتان را

آینده دستش در جیب امروز است. امروز چه داریم؟ آیندهی ترسو در هال نزیسته است. آینده روی اجاق هال میپزد. شکم اینده از هال پر

من و کوه کاش دست بساز و بفروش نیفتد. کاش هوای ساخت و ساز و نو شدن نکنند. گفتم: مامان ببین؟ گفت: چیو؟ ببین من

چرا غر بزنیم غر بنویسیم. البتهاین جایگزینی مصداق اینضربالمثل استکه هرگلی عطر و بوی خودش را دارد. استاد گفت ۱۰ دقیقه غر بزنیم. خب ابتدا

نوشتههای تازه فرصتهای تازه چایی تازه دمنوش تازه میوهی تازه صبهت تازه درس تازه ارتباط تازه اهساس تازه فکر تازه رفتار تازه عادت تازه زندگی

صدایی که با شما صحبت میکند صبح برخواستم. نه فقط چشمانم را گشودم. با کمال بیشرمی. با کمال بیاحترامی به حرفهای خودم. حرفهاییکه انگار برای

نگو من نمیتونم بگو… Good morning/night من نمیتوانم …جلو بروم. من نمیتوانم… انجامش بدهم. من نمیدانم چرا انجامش نمیدهم؟ من نمیدانم چرا نمیروم؟ برو و