
۱۴۰۲/۱۲/۱۶
گاهی وقت ها واقعن احساس میکنی کارها سخت پیش میرود و ممکن است بعضی چیزها را به هم بریزی… Good morning/night صفحات صبحگاهی را نوشتم.

گاهی وقت ها واقعن احساس میکنی کارها سخت پیش میرود و ممکن است بعضی چیزها را به هم بریزی… Good morning/night صفحات صبحگاهی را نوشتم.

هیچ وقت فراموش نکن کشفها در سفر آشکار میشوند و اتفاق میافتند… Good morning/night درگیر یک تعارضم. بودم. در جمع دوستان یا در کنار علی

Good morning شاید غمگین و عصبانی بشوی… با نوشتن صفحات صبحگاهی آغازیدم. دیشب پیش از خواب حدود یک صفحه نوشتم. راستش دیروز در حال خوشهبندی

Good morning شاید شکست بخوری… شاید. احتمال شکست مرا از قالب منِ کامل بیرون میآورد. آسیبپذیری و تابآوریام را میافزاید. در معرض آسیب قرار گرفتن

Good morning شاید هم زمین بخوری… احتمالی که وجود دارد و من انسان نادیده میانگارم. صبح آدینه و کارگاه نوشتن بهترین کارگاه زندگیام. کارگاه گلارایی

۱۴۰۲/۱۲/۱۰ Good morning شاید اینجا هستی تا از راهی که فقط تو میتوانی به بقیه کمک کنی… صبحها را با جملاتی شکل گرفته از کلمات

۱۴۰۲/۱۲/۰۹ Good morning گاهی زمانت را و یا بهتره بگم زمانم را چال میکنم. خوابم نمیآید. اما بهتر و یا کمدردسرتر است که بخوابم. این

۱۴۰۲/۱۲/۰۸ Good morning هوا سرد است. برفِ روی کوه، از پنجره خانه دیدنیست. تکههای خاکستری رنگِ کوه میان برفها نشان از مقاومت برفها در مقابل

۱۴۰۲/۱۲/۰۷ Good morning با صفحات صبحگاهی اغازیدم. قدری مرتبتر از روزهای پیش. چیزی باعث حال خوبم شده بود. شاید هم اندیشههایم را آب و جارو

Good morning ۱۴۰۲/۱۲/۰۶ اسفند ماه است. من احساس عقب ماندن دارم. امروز به خودم گفتم آرام باش. اسفندماه بیش از هر ماه و زمان دیگری