۱۴۰۳/۳/۱۶

راهش این است از گوشه بیاغازیم،

کدام گوشه؟

Good morning/night

شاید اشتباه می‌کند، شاید هم درست. می‌خواهد و اصرار می‌ورزد همه چیز از این گوشه درست شود.

+ کدام گوشه؟

– ناشنیده می‌انگارد و بی‌جواب می‌گذارد. ادامه می‌دهد اول و آخر همین گوشه است که در هر بستری می‌نشیند.

– نمی‌دونم اما فکر می‌کنم تغییر جا، فضا و محل کار تعهدت رو بیشتر می‌کنه.

+ منم نمی‌دونم. شاید درسته. اما تاثیر این گوشه با اختلاف زیادی بیشتر از هر چیز دیگه‌ایه. به نظرم اول این بعدن مابقی شرایط اثربخشند.

-از کدوم گوشه حرف می‌زنی؟

+این گوشه “من” است. این گوشه من را گرفته و من این گوشه را.

این من است روی صندلی گردان محل کارم.

این من است مادری که درمانده‌ و ناامید و خسته‌ام.

این من است همسری که نه تاب ماندن دارد و نه توان رفتن.

این من است که در روابطش نمی‌تواند نه بگوید.

این من است که به نظر هیج جای کار نمی‌لنگد و در عین درستی برایم کار نمی‌دهد.

این من است که با بهترین پوشش‌ها هم آن حال خوب را ندارد.

این من است که وقتی مدیر هم می‌شود حالش خوب نیست.

این من است که با وجود نداشتن دغدغه پولی و مالی، روابطی که باید ندارم.

این من است که نمی‌تواند به درخواستی جراتمندانه نه بگوید.

این من است که نمی‌تواند مرزهایش را مشخص کند.

این من است که با قید و بندها دست و پایش را بسته است.

این من است که خودش را باور ندارد.

این من است که توان خلوت‌گزینی ندارد.

این من است که همواه تایید طلب است.

این من است که مسئولیت کلام و رفتارش را بر نمی‌دارد.

این من است که همواره انگشتش سمت دیگران است.

این من است که …

اما راستش خیلی چیزها هم بیرون از این گوشه هستند. جامعه، محیط، دوستان و روابط، خانواده، مدیر و همکاران، همه اینها در حالت و وضعیت روی مُخشان، آزاد دهنده، مسئله و مانع می‌شوند.

لیکن تنها فرمان در دست ما، فرمان ماشین خودمان است. پس ناگزیر به مشاهده من هستیم. به کاویدن آن گوشه. و البته چون انسانیم و بایستی مسائل این گوشه را در اقدام حل کنیم، ناچار به رفت و برگشت‌ با بیرون از خود هستیم. اما باز از گوشه می‌آغازیم.

برای رزرو جلسه آشنایی کوچینگ (رایگان)

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط