اگه خوب …
بِهِش گیر بدی متوجه میشی که خوبَت هم معنا داره.
Good morning/night
خوب تو یعنی چی؟
خوبتم معنا داره. اگه خوب بِهِش گیر بدی متوجه میشی که خوبَت هم معنا داره.
اگه کنجکاوانه بررسی کنی.
اگه عمیق بکاوی.
ما آدمها خوبهامون هم باهم فرق داره. حتی وقتی سَر خوب بودن چیزی به توافق میرسیم. معیاری که من بر مبنایش نظرم خوبست با مقیاسی که شما به زعمتان آن چیز خوبیست، یحتمل دور و ناهمسان است.
راستی نوشتم که به چی برسم؟ ننوشتم که به چیزی برسم، نوشتم و به چیزی رسیدم.
به چند نکته:
۱٫ گاهی خودمان را در مورد آنچه به نظر برایمان خوبست نیز به چالش بکشیم.
با پرسشهایی نظیر:
خوب از نظر تو یعنی چی؟
چی میشه که میگی فلان تجربه برام خوبه؟
تا حالا شده خوب نباشی؟ چه موقعیتهایی بوده؟
کی بوده؟ یا چی نبوده که اگه بود، میگفتی خوب بود؟
در مورد حس بد داشتن،نگرانی،خشم، هر احساس و هیجانی که ادارک میکنیم یا حتی افکاری که در موقعیتی به ذهنمان میرسد، این فرآیند قابل اجرا و کارگر است.
هنگام پرسشگری چنانچه خود را مخاطب قرار دهید، کارآ و اثربخش است.
۲٫ ماحصل این کاوش و پرسشگری چیست؟
- خودآگاهی. به نکاتی در مورد خودمان میآگاهیم.
اینک میتوانیم بصورت دستی و آگاهانه، هنگام نیاز چنین فرصتهایی را بیافرینیم. محرک را که بشناسیم تغییر و تحول به مراتب راحتتر میشود.
- اینکه من به واقع، برمبنای حدس و گمان میدانم فرد مقابلم چه میخواهد بگوید ادعای کمی نیست.
در کتاب مربیگری نوشته مایکل بانگی استاینر میخوانیم:
«این توهم و خیال باطل که فکر میکنیم هر دو طرف یک گفتگو میدانند که طرف مقابلشان چه میخواهد، فراگیر است و همین باور، زمینه را برای ناکامیهای بسیاری فراهم میکند.»
راهکارهای مایکل برای درک نیاز و خواسته و تعامل بهتر با طرف مقابل:
سوالی مطرح کنید و پاسخها را مبادله کنید:
«۱٫گاهی وقتها بهترین کار ممکن این است که یک سوال مطرح کنید.
۲٫ گاهی وقتها هم به اشتراک گذاشتن پاسخ خودتان برای همان سوال میتواند اثربخشی این کار را چندین برابر کند.»



آخرین نظرات: