Good morning/night
زیارت بودم. زیارت واژهای است که عامدانه بر فعل امروزم نهادم. بعد از آن وامروز هم انرژی بسیاری از آن دارم. بیخود والایشش نمیدهم. کنار مامان بودن. بعد ازمدتها جارو زدن به خانه مامان. برای خیلی افراد شاید پیشپا افتاده باشد. یا اهمیت زیاد بخشیدن. خانه مادرم. چند ماه پیش بود که فکر کردم سعادتش را از دست دادهام. سعادت بودن کنار مادر.


آخرین نظرات: