زندگی …
زندگی را معناهای مختلف بخشیدم.
همچو ریتم و آهنگ که به موسیقی نزدیک بود.
زندگی همچو رنگ است.
همچو رنگها یک روز سرد و روزی گرم روزی بیروح و خنثی. همه ما هر روز با ترکیبی از رنگها سر و کار داریم. اما رنگی که نباشد چه؟ رنگها را میتوان ساخت.
هنر این است که با انچه داریم رنگی بسازیم و با آن رنگها طرح و نقشهای نو و خلاقانه بزنیم. موضوع دیگر در این نگاه، ارتباط است. سیاه در نظر من با سیاه در ذهن دیگری یحتمل متفاوت است. سپید در نظر شما هم ممکن است چنگی به دل من نزند.
رنج، شادی، رضایت، ثروت، موفقیت، همه و همه در دنیای ذهنی هر یک از ما کد رنگِ مختص به خود را دارد و متفاوت از هم است. تعاملات موثر و ارتباطات سالم نتیجهی به شفافیت رسیدن در کد رنگهاست. به کد رنگ مدنظر فرد مقابل نزدیک شویم. تا تو خوب سیاهی که من شرح میدهم ببیینی و من خوب سپیدی تو را.
انسانی که منفعل بماند رنگ روزهایش یکیست و چه بسا رنگ سالهایش. رو به تیرگی میرود یا به یکنواختی. گاهی سالها به یک لکه سیاه مینگریم و با خیره شدن به آن سیاهی، تمام سپیدی اطراف را هم خاکستری میبینیم.
به نظرم زندگی یعنی رنگ نیز به هنر نزدیک است.




آخرین نظرات: