کرم مرطوب کننده: خودشناسی و بهبود عملکرد

خودشناسی و بهبود عملکرد:

اگر ازت این سوال بشه هفته‌ی قبل چطور گذشت، چه چیزی در جواب میگی؟

شنبه با فلانی،

یکشنبه بیرون،

دوشنبه هم خونه مادر و مهمانی،

سه شنبه…

اما اگه بخوای بگی چه چیز جدیدی برات داشته یا چیز جدیدی برای گفتن داری. اون وقت چی؟ راستش این سوال از خود من شد و من خیلی دوستش داشتم.

میگردی؛

از کوچه پس کوچه‌های لحظات زندگی، کنار میزنی پرده‌ی پنجره‌ی صبح‌ها را، شکستن گردو، تمام شدن نان، نوشتن، لابه‌لای خواب‌آلودگی ظهرها، پاک کردن میز، گفتگوهای تلفنی و حضوری، آبکش کردن برنج، سختی کار و سروکله زدن با کارمندان، خرید روزانه، مسیر رسیدن به محل کار، منتظر ماندن تا سبز شدن چراغ عابرپیاده، انتظار سبز شدن چراغ، غرغرهای خانم خونه، سروصدا و دعوای بچه‌ها، پارک کردن خودرو برای خرید، توقعات مرد خونه، حسرت‌ها، لبخندها، خستگی، تحمل گرما تا رسیدن به خانه، هوای ابری، غروب جمعه و غرغر‌های شنبه. شب‌هایی که بی خوابی به سرمون می‌زد؛

و پیداش می‌کنیم.

اما اگر بدونیم هفته به هفته قرارِ به چنین سوالی جواب بدیم چی؟

بیشتر حواستون هست. درسته.

حتی اگر حواسمون هم نباشه. ما از زندگی یه چیزی یاد گرفتیم. که باید بگیم. بلند تعریف کنیم. اگر جایی نیست یا کسی نیست که این سوال رو ازتون بپرسه. خودتون بپرسین و بلند توضیح بدین.

راستش درسته باید از تجربیاتمون استفاده کنیم. اما هر روزِ ما آدما حتی اگر متشابه‌ترین روز با روزهای قبل و اتفاقات دیگه باشه، باز گاهی پیش میاد که باید دست به ترکیبات درونمون بزنیم. باید سطح سختی‌مون رو بالا ببریم یا اینکه کاهش بدیم.

هر روزی که با یک مساله تازه مواجهیم و حس می‌کنیم دیگه نمی‌شه. دیگه این بار آخرشه. حتما شکست می‌شه. دیگه طاقت‌تون سر اومده. بیا ببین چیکار می‌شه کرد. می‌تونی به ترکیبات درونت دست ببری و تغییرشون بدی. یه ترکیب جدید که خودت داری می‌سازی. اگر می‌خوای جواب بده و برات کار کنه، شاید باید یک ترکیب را خالصتر کنی. اینکه بگیم از این بیشتر نمی‌شه و بشینیم نه. باید بریم به آزمایشگاه زندگی. صبر و حوصله بیشتری داشته باشیم. منعطف باشیم.

نه اینکه هر شکلی از ما بتوانند بسازند و به هر شکلی در بیاورند. و نیز خودمان یک آدم نسازیم و بگیم همینه که هست. دیگه خسته شد. دیگه هر کسی جای من بود قبل از این می‌برید. صادقانه ما با این کارها ابتدا قهرمان زندگی خودمان هستیم تا دیگران. هر روز تا بشینیم و منتظر امداد باشیم معلوم نیست کسی برسه. آیا تجهیزات و آگاهی‌اش برای مشکل ما مکفی هست یا خیر؟

اما اگر خودمان را رشد دهیم. درمسیر یادگیری قرار گیریم و از این مساله دور نشویم. خواهیم آموخت چه ترکیبی از ما برای مساله جدید بهتر و کارآمد است. می‌توانیم با تغییر کمی از آن در مواجه شدن با مساله جدید استفاده کنیم.

واقعیت سخت این است که ترکیبات ما متفاوته و به متغیرهایی مانند میزان مهارت، ارتباطات، میزان توقعات، سطح افکار، خواسته‌ها، پشتکار و اخلاق و بسیاری  از مسائل دیگر وابسته است.

هر روز ممکنه با مقدار کمی از چاشنی یک حس، این ترکیبات بهم بخورد. مثلا وقتی در مدرسه می‌دانستم قرار است شب به مهمانی برویم، آن روز به درس بهتر گوش می‌سپردم. انگیزه بیشتری داشتم.

پس اگر امروز با چالش جدیدی روبرو شدیم باید علاوه بر دست به دامان کوله پشتی تجربه‌ها روی ساخت ترکیبات مفیدتری وقت بگذاریم. برای چالش جدید به قدرت تغییر ترکیبات و انعطاف پذیری نیازمندیم. در واقع شاید ما قبلا قهرمان وزنه ۲۰۰ کیلویی بوده‌ایم. امروز باید سختی را بالا برده تا بتوانیم وزنه ۲۲۰۰ را بزنیم. این یعنی رشد و توسعه. جا نزدن. باید چنین دیدی داشته باشیم. البته استثنا هم هست، گاهی پیش میاد چند مرتبه وزنه از دستمان می‌افتد ولی ادامه می‌دهیم. موفق می‌شیم وزنه جدید را بلند کنیم.

نوشتن منجر به خودشناسی می‌شود. از بیرون نظارگر درونمون می‌شویم. زمانی که می‌نویسم خودمان را در آینه‌ای که با واژها ساخته شده تماشا می‌کنیم. به تدریج خودشناسی موجب افزایش عملکردمان خواهد شد. به طور مثال زمانی که از موفقیت صحبت می‌کنیم و در مورد موفقیت می‌نویسیم. مشغول یادداشت سوالاتی از خود می‌شویم. گویی مشغول حفر یک چاه هستیم.‌ “موفقیت” شاید چیز دیگری‌ست که در این کلمه پنهان شده. بهتر متوجهیم چرا احساس ترس داریم چه زمانی و چگونه بر آن غلبه کنیم. چه نوع دوست داشته شدنی را می‌پسندیم و چگونه دوست می‌داریم. نوشتن ما را به خودمان آگاه می‌کند. این آگاهی خودسرزنشی را می‌کاهد. در صورت اشتباهی از سمت خودمان و یا هر کوتاهی بر حل مسئله و کاوش آن می‌پردازیم. این همه به دلیل دسترسی است که خودمان به واسطه نوشتن خواهیم داشت. آگاهی سبب یادگیری، تغییر و رشد است و رشد زمین تازگی و شوق و شور و شادابی‌ست.

نوشتن حرف‌های تازه، باعث مرطوب نگه داشتن پوست‌مان می‌شود. رطوبت زندگی حفظ خواهد شد. لحظاتمون ترک خورده، خشک و بی احساس نمی‌شوند. در صورت شدن هم نوشتن تسهیلگر حرکت ما خواهد شد.

این راز جوانیست. راز ماندن. اما نه مانده شدن. نه کپک زدن. ماندن برای ادامه دادن. برای به دست آوردن. برای تر و تازه ماندن. زیبا ماندن.

برای رزرو جلسه آشنایی کوچینگ (رایگان)

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط