سفری برای منِ من شدن.
انتخاب کوچینگ، انتخابیست برای سرمایهگزاری روی بهترین داراییتان: خودتان.
هر گامی که برمیدارید، شما را به زندگیای نزدیکتر میسازد که با تمام وجود تحقق آن برایتان رضایتبخش و سبب افتخار است.
چالشهای زندگی و مشاهده زندگی افراد دیگر من را به این باور رسانده که رشد و تغییر واقعی از درون فرد میآغازد. یک نشانه رشد میتواند دریافت هشدارهایی مبنی بر خواستن چیزی فراتر از وضعیت موجود باشد.
نارضایتی از وضعیت موجود. یا تمایل به ورود و رشد در زمینهای جدید. طلب شادی و یا انگیزه و انرژی برای دنبال کردن اهداف. بسیاری خواستههای دیگر برخاسته و جوشیده از یک نیاز میتواند آغاز مشارکت و همآفرینی برای خلق بهترین خودتان باشد.
همچنین احساس راحتی برای برخی از ما نشان و بیانگر توقف و سکون است. گاهی دغدغهای تکراری که مدتها زمان و انرژی را میبلعد ما را میآگاهاند و تلنگریست برای نوع دیگری از زیستن و بودن. نه لزومن جای امنتر و پناهگاهی بدون رنج. نه، اتفاقن جایی که اگر رنجی هست در راستای منِ من شدن باشد.
و بسیار موضوعات دیگر که با آنها گفتگویمان آغاز میگردد
فلسفه من در کوچینگ این است که نه فقط به دنبال راهحلها بگردیم، بلکه با هم به دنبال درک عمیقتری از خود و دنیای پیرامونمان باشیم. به بودن، تحقق و خلق بهترین خود بیاندیشیم. مدام ناکارآمد خود را بازشناسید. در باهمبودگی و همراهی مدام کارآمدی از شایستگی به معنای مدل ذهنی، دانش، ابزار و مهارت را کشف میکنیم و آن را به تدریج توسعه میدهید.
در کوچینگ، هدف همراهی شما در فرآیند کشف و فعالسازی تواناییها و پتانسیلهای درونی است. مایندست کوچینگی من این است که عامل بیرونی سبب تغییر پایداری در شما نخواهد شد، بلکه تنها میتواند شما را در مسیر شفافسازی، رشد و تعالی همراهی کند.
از این رو من در کنار کسانی هستم که میخواهند
بیشتر از خودشان بشنوند،
بیشتر از آنچه که هستند بیافرینند و
در هر لحظه از زندگیشان گامی به جلو بردارند.
در کنار شما خواهم بود تا ابزارها و مهارتهایی را که برای دستیابی به اهدافتان نیاز دارید، کشف و تقویت کنید. اما مهمتر از همه، این است که در هر مرحله از مسیر، شما احساس کنید که قدرت و انرژی درونیتان بهطور ملموس و تدریجی در حال رشد است. این فرآیند، بر مبنای اعتماد و شفافیت است و میتواند به شما کمک کند تا در دنیای پیچیده امروز، تصمیمات آگاهانهتر و مؤثرتر بگیرید.
این همراهی سبب میگردد در گردباد زندگی، چالشی که ارزش درگیر شدن دارد را بیابی. مسئله اصلی یا گرهای که اگر باز شود، مسیر موفقیتت هموار میگردد. البته موفقیتی که مد نظر شماست. این گره ممکن است چیزی بسیار بدیهی باشد. با این حال یک گام به سمت آن، شاهد تاثیر بسیار و تفاوت چشمگیری در کل زندگی خواهیم بود. هر خواسته و مسئلهتان را میتوانید به گفتگویمان بیاورید، تا با هم بشکافیم، کشف کنیم و بازبیافرینیم.
(مواردی که کوچینگی نیست یا هست؛ لینک یه نوشته در سایت )
گره مهمترین بخش قابل رسیدگی در بین مجموعهای از چالشهاست، یعنی بخشی که با اقدام منسجم احتمال حل شدنش زیاد است. از این رو در جلسات به ویژه جلسات ابتدایی بخش اعظمی از زمان جلسه به همدلی و یافتن مسئله اصلی میپردازیم.
انرژی و منابع از زمان و انرژی که هماکنون هم بینصیب از آنها نیستید را یافته، و بر مسئله اصلی متمرکز میشوید. پس میتوان گفت یکی از مزایا و نتایج مهم این همراهی استفاده بهینه و کارآمد از منابعتان است. منابعی که گاه از وجودشان شگفتزده میشوید. داستان مراجعی در خاطرم میآید که آغاز برایش سخت و دشوار بود، در حالی که در فرآیند گفتگو کشف کردیم که او هر هفته خود در شغل و حرفه فعلیاش، آغازگر اجرای یک برنامه مهم است. سکوت مراجع در لحظه کشف شنیدنی، دیدنی و برایم لذت بخش بود. چرا که در این لحظات فلسفه و کلامم، جانبخشی را میزییم.
تجربه مراجع در پایان گفتگویی که با هم داشتیم: یافتن کلید صندوقچهای از طلا که تا به حال داشتهام و از وجودش بیخبر بودهام.
به جز یافتن دغدغه اصلی، موضوع بعدی مسیر، اقدامات و چالشهای آن است. مسیر چالشهای خود را دارد. بیاید اینگونه ببینیم که این چالشها و قد علم کردن موانع و پیچهای تند و نزدیکی دیگر افراد ماهر و قدرتمند و به اصطلاح رقیبان همه و همه بخشی از بازی هستند. حالا حالتان چطور است؟
واقعیت خودم حال بهتری دارم. شانههایم رهاتر و آزادترند. در عضلاتم گرفتگی کمتری حس میکنم.
گاهی ما دائم در حال دیدن تصاویر و درگیر شدن با جزییاتی هستیم که مربوط به حرکت ما نیست. بلکه پیشفرضهاییست که با آگاهی از آنها میتوانیم دورشان بزنیم. یا برخی مسائل تنها برای منِ مسافر نیست، برای هر مسافر در مسیر تغییر و رشد، بدیهیست، چرا که ماهیت سفر و تغییر اینگونه است. به پیچهایی تند میرسیم. به جادهای پر از مِه. مهی غلیظ که نوسانات احساسی و هیجانی ما سبب تشکیل آن میشوند. مِه اصولن چه اتفاقی برای فرد در مسیر و حرکت ایجاد میکند؟ جلوی دیدمان را میگیرد. وضوح و شفافیت را از دست میدهیم. میل به سکون داریم. اشتباه است؟ چه کنیم؟
برای حرکت به چه چیزی نیاز داریم؟ به سوخت؟ به انرژی؟ به …ابتدا به ساکن بدن و ذهنی آماده که سوخت و انرژی لازم برای حرکت مورد نظر را داشته باشند و بعد؟ مقصد. آفرین. مقصد و خواسته اصلی را پیشتر در موردش گفتیم. حالا نوبت به مسیر رسیده. شاید یک ماه از آغاز حرکت گذشته یا یک هفته، ۳۴ روز و حتی یک روز. در حرکت و در مسیر مه حرکت را متوقف میسازد. ترکیبات مه برای هر هدف و هر فردی متفاوت است. این آگاهی از مسیر به ما چه میگوید؟ میگوید تنها نیستیم. این ماهیت سفر و ماهیت انسان است.
نیاز به وضوح و شفافیت داریم. کوچینگ و حضور یک کوچ در مسیر، چنین چیزی را به فرد پذیرای آن میبخشد.
دقت و توجه به گفتگوهای درونی، احساساتمان، وضعیت بدنی و جسمیمان بصورت شخصی و در روابطمان همگی به عنوان نشانگر روی صفحه کنترل ما در حین پرواز و حرکت است. این نشانگرها به ما شناخت بیشتری از خود و موقعیت جاریمان در حرکت به سمت قصد و هدف میبخشد و راهنمای ماست.
سخن گفتن و بلند بلند اندیشیدن در بستری از اعتماد و صمیمت و امنیت و در حضور فردی که بدون قضاوت و همدلانه ما را میشنود، گام بزرگی در مسیر بهترین خود شدن و رشد است.
به علاوه تعامل با افراد هدفمند و خواهان تغییر و رشد انگیزاننده و الهامبخش ماست. دیدن همراهان انگیزاننده است. به دیدمان وسعت و به اندیشهمان عمق میبخشد. مشاهده چگونگی برخورد و مواجه آنها با چالشهای مسیر و مههای غلیظ در جاده به ما بینش نو، امکان، فرصت و گشودگی میبخشد. استراتژیهای دیگران در برابر چالشها و موفقیتهایشان، نوع بودن و اقداماتشان در مسیر تحقق بهترین خودشان تقویت کننده تفکر نقاد است. تفکر نقاد بستر یادگیری و رشد را فراهم میسازد.
کوچینگ چه نقشی در یافتن همراهان و یاران دارد؟ در حالی که با دغدغههای جدید سر و کله میزنید و در جریان و فرآیند کوچینگ در جستجو و کشف، اهداف و سبک جدیدی از زندگی، روابط شما دستخوش تغییراتی قرار خواهد گرفت. برخی رابطهها دیگر کار نمیکند. نیاز به گفتگوهایی با زبانی مشترک و همگون احساس میشود. از این رو به دنبال افراد در سطوحی بالاتر از روابط پیشین هستید. برخی گپ و گفتها به نظر مسخره میآید. بعضی حال بد و منفی را تسری میدهند. روابطی سطحی و برخی برعکس ارزشمندند و دارای ارزش افزوده. از این رو محدود کردن برخی روابط، گسترش و عمیق کردن بعضی دیگر به نظر کماهمیت نیست.
گروهی از افرادِ هم دغدغه و هدفمند که در کتاب آیین کمانگیر از آنها به عنوان همراهان و یاران تعبیر میشود.
به دنبال روابطی هستیم که زبانشان حاوی کلمات و واژههاییست با ذهنیت رشد. نه زبانی که همواره در پی مجوزهای توقف است. ما حق انتخاب داریم. برای حق انتخاب خود احترام قائلیم از این رو با افرادی رابطه میسازیم و تعامل خواهیم داشت که زبان و ذهنیتشان زبان و ذهنیت رشد است. نه قربانیگری و بیمسئولیتی، عدم تعهد و ذهنیت شکست.
مسیر را پایش میکنیم. همراه شما هستم و هر بار مسیر را با هم چک خواهیم کرد. آیا در مسیر هستیم؟ بنابراین تمرکز بر خود و مسیر رشد همچنان اولویتتان خواهد ماند. مزیت دیگری همراهی کوچ همین پویایی راه و داشتن بازخورد است. میکوشم در این همراهی تسهیلگر و الهامبخش شما باشم.
سفر منِ من شدن مسیر پر چالشیست. لحظات تردید، خشم، غم، ناکامی و احساس باخت. برخلاف دیگری و دیگران رفتن. پذیرفته نشدن، نه شنیدنها، دوام آوردن و گذر از این همه آسان نیست.
ما نیاز داریم به خود بگوییم دوام بیاور. بمان. باش. ببین. بشنو. پذیرفته نشو. قضاوت شو. بگذر. خسته شو. تامل کن. ارام بگیر. بنشین. کم بیاور. جا نزن. بیاغاز.
مسیر منِ من شدن مسیر همواری نیست. اما مسیر انتخاب و تحقق، ادارک و تجربه رنجهاییست که یک سرش به خودمان میرسد. اگر نه در هرحالت رنج را خواهیم داشت.
اما من یه حقی داره.
بیا حقمون رو بگیریم.